پس از نجات از غفلت، بايد نسبت به آنچه انسان را دوباره به غفلت مى‌كشاند، هشيار بود و از اين رو انسان بايد هم نعمت‌هاى خدا را بشناسد و هم بداند كه در همه حالات، در مشهد و محضر الهى است و هم نسبت به خود، خوش گمان نباشد؛ زيرا خوش گمانى باعث مى‌شود كه انسان كارهاى خود را حمل بر صحت و آنها را توجيه كند و توجيه كردن تبهكاري‌ها غفلت زاست و با تهذيب روح، سازگار نيست. چنين كسى، ديگر به توبه و مانند آن راه نمى‌يابد تا تبهكاري‌هاى گذشته را ترميم كند؛ زيرا كارهاى خود را، زشت نمى‌پندارد تا از آنها توبه كند انسان نسبت به ديگران نبايد سوء ‌ظن داشته باشد؛ مگر اين كه شواهدى بر آن دلالت كند، ولى نسبت به خود بايد سوء ظن داشته باشد. انسان وقتى نسبت به خود بدگمان باشد، اصل را بر اين قرار نمى‌دهد كه انسان خوبى است و كارهاى خوب مى‌كند، بلكه اصل را بر اين قرار مى‌دهد كه ممكن است گناه و خلاف بكند. از اين رو كارهاى خود را فوراً حمل بر صحت نمى‌كند بلكه مى‌كوشد با ترازوى الهى آن را ارزيابى كند.

جواد جوادی آملی