تبليغاتX
بسم رب جلیل

تو که خود خال لبی از چه گرفتار شدی

تو طبیب همه ای از چه تو بیمار شدی

 

تو که فارغ شده بودی ز همه کان و مکان

دار منصور بریدی همه تن دار شدی

 

عشق معشوق و غم دوست بزد بر تو شرر

ای که در قول و عمل شهره بازار شدی

 

مسجد و مدرسه را روح و روان بخشیدی

وه که بر مسجدیان نقطه پرگار شدی

 

خرقه پیر خراباتی ما سیره توست

امت از گفته در بار تو هشیار شدی

 

واعظ شهر همه عمر بزد لاف منی

دم عیسی مسیح از تو پدیدار شدی

 

یادی از ما بنما ای شده آسوده ز غم

ببریدی ز همه خلق و به حق یار شدی

 

سید علی خامنه ای
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم خرداد 1390ساعت 17:24 توسط writer |

دلم‌می‌خواهد همه بچه‌ها خوشبخت شوند. این آرزوی من است. من اصولا آدم خسیسی نیستم چون می‌دانم که کفن جیب ندارد. برای همین به همه می‌گویم برای آخرت پس انداز کنید نه این جهان.

+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم مهر 1389ساعت 19:24 توسط writer |

ای حسینی که همه، مست تولای تواند

 . . .

زنده از خون تو شد دین حبیب یزدان

 . . .

اهل بیت تو شفاعتگر روز حشرند

 . . .

اشکها بین، که همه ناله و افغان دارند

جمله عطشان لب تشنه ی سقای تواند

 

روز عاشور و به هنگام نماز آخر

در سما، خیل ملائک به تماشای تواند

 

گاهواره مانده خالی، به کجا شد اصغر

. . .

 

آن زمانی که فتادی به زمین، روح نماز

تیرها سجده کنان بر همه اعضای تواند

 

بر سر نیزه بخوان آیه، الا سبط نبی

گرد اطفال و حریمت، همه اعدای تواند

+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم خرداد 1389ساعت 9:17 توسط writer |

یکی از خلفای بنی عباس به دل درد شدیدی مبتلا شد. «بختیشوع» که از پزشکان ماهر آن زمان بود، بر بالین او رفت و پس از معاینه، معجونی درست کرد و به خلیفه داد. او خورد، ولی خوب نشد. بختیشوع که ازدرمان او ناامید شده بود گفت: «آنچه مربوط به علم پزشکی بود را انجام دادم، ولی درد تو با این درمانها بهبود نمی‌یابد؛ مگر اینکه شخصی که دعایش مستجاب می‌شود و در پیشگاه خدا مقامی دارد برای تو دعا کند.» خلیفه به یکی از دربانان گفت: «موسی بن جعفر (علیه السلام) را به اینجا بیاور.» او رفت و امام علیه السلام را آورد. آن مرد دربان در بین راه دید که امام کاظم علیه السلام مشغول راز و نیاز و دعا کردن است.

در همان لحظه درد خلیفه برطرف شد و او شفا یافت. خلیفه پس از بهبودی، امام کاظم علیه السلام را به حق جدش رسول خدا صلی الله علیه و آله قسم داد تا بداند آن حضرت چه دعایی برایش کرده است. امام فرمود: "گفتم خدایا! همان گونه که نتیجه ذلت بار گناه را به خلیفه نشان دادی، نتیجه عزت بخش اطاعت مرا نیز به او نشان بده."

+ نوشته شده در جمعه دوم بهمن 1388ساعت 14:30 توسط writer |

حضرت امام موسی کاظم علیه السلام فرموده اند:

 برترین چیزی‌که بنده به‌وسیله آن به خداوند نزدیک می‌شود، پس از شناخت خدا نماز و نیکی به پدر و مادر و ترک حسد و خودپسندی و تکبر است.

 هرکس در وجودش پنددهنده‌ای نداشته باشد، دشمنش بر او مسلط می‌شود.

از سستی و بی‌حوصلگی بپرهیز؛ زیرا این دو خصلت، تو را از بهره‌وری از نعمت‌های دنیا و آخرت باز می‌دارد.

صحیفه‌امام کاظم(علیه السلام)، ج 1، ص 452 تا 475
+ نوشته شده در جمعه دوم بهمن 1388ساعت 14:24 توسط writer |

حضرت امام سجاد علیه‌السلام فرموده اند:

هر آیه‌ای از قرآن، گنجینه‌ای از علوم خداوند متعال است، پس هر آیه را كه مشغول خواندن می‌شوی، در آن دقّت كن كه چه می‌یابی.

مستدرك الوسایل: ج 4، ص 238، ح 3

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم دی 1388ساعت 16:23 توسط writer |

آه از آن ســاعـتـی کـه بـا تـن چـاک چـاک

نهادی ای تشنه لب صورت خود روی خاک

+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم دی 1388ساعت 14:50 توسط writer |

خدایا!

تو این سال، کارهایی کرده ام،

 که منو از انجام اونها نهی کرده بودی و راضی نبودی به اینکه من اون کارها رو انجام بدم.

کارهایی که شاید اصلن یادم نیست ولی . . .

با این حال گفته ای که "بعد اجترایی علیک" می تونم توبه کنم

پس بار الها! به خاطر انجام اون کارها ازت معذرت می خوام. منو ببخش. و کارهایی رو که انجام دادم برای تقرب به تو از من بپذیر.

و امیدم رو قطع نکن ای کریم!

 

مفاتیح الجنان، روز آخر ماه ذی حجه

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم آذر 1388ساعت 18:45 توسط writer |

سحر با باد می‌گفتم حدیث آرزومندی

   خطاب آمد که واثق شو به الطاف خداوندی 

دعای صبح و آه شب کلید گنج مقصود است

   بدین راه و روش می‌رو که با دلدار پیوندی 

قلم را آن زبان نبود که سر عشق گوید باز

   ورای حد تقریر است شرح آرزومندی

حافظ

+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم خرداد 1388ساعت 19:19 توسط writer |

خانم"میچل باچلت" رییس‌جمهور شیلی و رییس اتحادیه آمریکای جنوبی در جلسه افتتاحیه نشست سران عرب و آمریکای‌جنوبی با استفاده از نام دیرین و اصیل "خلیج فارس" در میان سران کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس گفت: خلیج فارس از جایگاه مهمی نزد کشورهای آمریکای جنوبی برخوردار است.

+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم فروردین 1388ساعت 21:25 توسط writer |

بی تو ای صاحب زمان

بیقرارم هر زمان

بی تو در دام بلا افتاده ام . . .

+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم فروردین 1388ساعت 21:1 توسط writer |

تو بندگی چو گدایان به شرط مزد نکن               که خواجه خود روش بنده پروری داند

+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387ساعت 22:12 توسط writer |

"برخى درباره آثار شهادت حسینى تردید كردند! و آن را قیامى خوانده‏اند كه شكست خورده است؛ شگفتا! كدام جهاد و كدام جنگِ پیروزى بوده است كه دامنه فتوحاتش در سطح جامعه در عمق اندیشه و احساس و در طول زمان و ادوار تاریخ، این همه گسترده و عمیق و بارآور باشد؟... (حضرت امام) حسین (علیه السلام)  با شهادت «ید بیضاء» كرد، از خون شهیدان «دم مسیحائى» ساخت كه كور را بینا مى‏كند و مرده را حیات مى‏بخشد... اما نه تنها در عصر خویش و در سرزمین خویش، كه «شهادت» جنگ نیست، رسالت است؛ سلاح نیست، پیام است؛ كلمه‏اى است كه با خون تلفظ مى‏شود."

"این كه (حضرت امام) حسین (علیه السلام) فریاد مى‏زند - پس از این كه همه عزیزانش را در خون مى‏بیند و جز دشمن كینه توز و غارتگر در برابرش نمى‏بیند - فریاد مى‏زند كه: «آیا كسى هست كه مرا یارى كند و انتقام كشد؟» «هل من ناصر ینصرنى؟»؛ مگر نمى‏داند كه كسى نیست كه او را یارى كند و انتقام گیرد؟ این «سؤال»، سؤال از تاریخ فرداى بشرى است و این پرسش، از آینده است و از همه ماست و این سؤال، انتظار (حضرت امام) حسین (علیه السلام) را از عاشقانش بیان مى‏كند و دعوت شهادت او را به همه كسانى كه براى شهیدان حرمت و عظمت قائلند، اعلام مى‏نماید."

علی شریعتی

+ نوشته شده در دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت 11:8 توسط writer |

مولانا و سیدنا حضرت امام محمد بن علی الباقر علیه السلام فرموده اند:

الکمال کل الکمال التفقه فی الدین و الصبر علی النائبه و تقدیر المعیشه:

نهایت کمال تفقه در دین، صبر بر ناملایمات و اقتصاد در زندگی است.

اصول کافی،جلد 1،کتاب فضل العلم

+ نوشته شده در جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت 16:37 توسط writer |

انا لله و انا اليه راجعون ! چه مصيبت بزرگى كه مجازات آن نيز بزرگ است!

واى از رسوايى ، كم حيايى و بى وفايى !

چرا در حضور او گناهان كبيره را انجام دادم ؛ در حالى كه آن را از كوچكترين آفريدگان او پنهان مى كردم و چرا در حالى كه همراه من بود ملاحظه او را نكردم .

او بديها و گناهانم را پوشانيد ولى احترام اين پوشش را نگه نداشتم .

آه از سيه روزى من در لحظه ورود بر او! با چه رويى با او ديدار كنم ! با چه زبانى با او نجوا كنم در حالى كه پيمانها و سوگندها را بعد از محكم نمودن آنها شكستم .

هنگامى كه او را خواندم در خطاها فرو رفته بودم ولى دعوتم را اجابت فرمود؛ در حالى كه احتياجى به من نداشت .

در حالى كه با او بيگانه بودم مرا دعوت كرد ولى من به او پاسخى ندادم ؛ به من روى نمود ولى از او روى گرداندم .

واى از كار زشت من و بدكاريم ! چگونه جراءت كردم و چطور خود را فريب دادم ! خدايا بخاطر اين كارهاى بسيار زشت و اين حالات دردناك و بد به فريادم برس !

المراقبات

+ نوشته شده در دوشنبه نهم دی 1387ساعت 7:38 توسط writer |

حضرت علی بن محمد الهادی علیه السلام فرموده اند:

كسي كه خود را سبك شمارد و قدر خويش نداند، از شر او در امان مباش.

نا رضايتي پدر و مادر كمي روزي را بدنبال دارد و آدمي را به ذلت مي كشاند.

مردم در دنيا با اموالشان و در آخرت با اعمالشان هستند.

افسوس كوتاهي در انجام كار را با گرفتن تصميم قاطع جبران كنيد.

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 11:55 توسط writer |

وقتى معتصم در سال 218 هجرى، حضرت جواد عليه السلام را دو سال قبل از شهادت ایشان از مدینه به بغداد آورد، حضرت هادى عليه السلام كه در آن ‏وقت شش ساله بود، به همراه خانواده‏اش در مدینه ماند.

پس از آن ‏كه حضرت جواد عليه السلام به بغداد آورده شد، معتصم از خانواده حضرت پرس ‏و جو كرد و وقتى شنید پسر بزرگ حضرت جواد عليه السلام، على‏ بن ‏محمد عليه السلام، شش سال دارد، گفت این خطرناك است؛ ما باید به فكرش باشیم. معتصم شخصى را كه از نزدیكان خود بود، مأمور كرد كه از بغداد به مدینه برود و در آن ‏جا كسى را كه دشمن اهل‏بیت است پیدا كند و این كودك را بسپارد به دست آن شخص، تا او به عنوان معلم، این كودك را دشمن خاندان خود و متناسب با دستگاه خلافت بار بیاورد.

این شخص از بغداد به مدینه آمد و یكى از علماى مدینه را به نام «الجُنیدى»، كه جزو مخالف‌ترین و دشمن‏ترینِ مردم با اهل‏بیت علیهم‏السّلام بود - در مدینه از این قبیل علما آن‏ وقت بودند - براى این كار پیدا كرد و به او گفت من مأموریت دارم كه تو را مربى و مؤدبِ این كودك كنم، تا نگذارى هیچ‏ كس با او رفت و آمد كند و او را آنطور كه ما مى‏خواهیم، تربیت كن.

بعد از چند وقت یكى از وابستگان دستگاه خلافت، الجنیدى را دید و از كودك‏ایى كه به دستش سپرده بودند، سؤال كرد. الجنیدى گفت: كودك؟! این كودك است؟! من یك مسأله از ادب براى او بیان مى‏كنم، او باب‌هایى از ادب را براى من بیان مى‏كند كه من استفاده مى‏كنم! اینها كجا درس خوانده‏اند؟! گاهى به او، وقتى مى‏خواهد وارد حجره شود، مى‏گویم یك سوره از قرآن بخوان، بعد وارد شو - مى‏خواسته اذیت كند - مى‏پرسد چه سوره‏یى بخوانم. من به او گفتم سوره‏ بزرگى؛ مثلاً سوره‏ آل‏عمران را بخوان؛ او خوانده و جاهاى مشكلش را هم براى من معنا كرده است! اینها عالمند، حافظ قرآن و عالم به تأویل و تفسیر قرآنند؛ كودك؟!

ارتباط این كودك - كه على‏الظاهر كودك است، اما ولى ‏الله است؛ «و آتَیناهُ الحُكمُ صَبیًّا» - با این استاد مدتى ادامه پیدا كرد و استاد شد یكى از شیعیان مخلص اهل‏بیت!

سيد علي خامنه اي

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 11:33 توسط writer |

زندگى دنیا بازیچه‌اى بیش نبوده و زندگى حقیقى سراى آخرت است. انسان در زندگى دنیا وظیفه‌اى جز آماده شدن براى زندگى آخرت و پیشه كردن بندگى و تواضع در مقابل خدا ندارد. حجابى بین او و پروردگارش نیست. و چاره‌اى جز ایستادن در پیشگاه خداوند نمی‌باشد.

 

بنابراین انسان باید در جایگاه نیاز ایستاده و علامت بندگى را در خود آشكار نماید؛ و با مراقبت در روزها و شبهاى مختلف و ماهها و سالها به او متوسل و خود را در مسیر وزش بادهاى انس و نسیمهاى قدس او قرار دهد. چنانكه پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: در طول زندگانى شما نسیم هایى از رحمتهاى پروردگار مى وزد، بهوش باشید! به آن رو كنید و به آن پشت نكنید.

 
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت 6:58 توسط writer |

حضرت امام محمد باقر علیه السلام فرمودند:
هر کس برای خود نصیحت کننده ای از درون خود قرار ندهد، پند و موعظه دیگران، او را سود نبخشد.
بحار الانوار، ج 78، باب 22،
+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم آذر 1387ساعت 6:37 توسط writer |

يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمْ إِنَّ زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شَيْءٌ عَظِيمٌ
(سوره حج 1)
+ نوشته شده در شنبه شانزدهم آذر 1387ساعت 2:3 توسط writer |